سايه صبور

اينم دليل دير کردهای من ....


باوركن  بيمعرفت  نيستم
مدتيه كه درست و حسابي نتونستم به وبلاگها و ايميلهاي دوستان مهربونم سر بزنم  خوب دلائلش بسيار زياد بود و گرفتاريها و مشكلات اين چند وقته اگه آدميزاد بودم منو از پا مي انداخت البته نهضت گرفتاري و مشكل هنوز هم ادامه داره .....
ولی چه عرض كنم پنداري از آدميزادي يه كمي دورترك شدم .
و اما ......گرفتاری ها 
قصه اينه ... يه كمي شو ميگم ها؟! باشه ؟
جمعه دوهفته پيش وقتي پسرم از من اجازه گرفت كه با دوستاش بره سينما
يه جورائي احساس خوبي نداشتم . فقط گفتم احتياط كن پسرم و مواظب خودت
باش ...و رفت . همينكه از خونه رفت دلشوره ام بيشتر و بيشتر شد
آيت الكرسي خوندم و بعد هم صدقه توي صندوق صدقات داخل خونه انداختم
دوساعت گذشت .. نيومد. ساعت يازده و نيم بود و هنوز ازش خبري نبود
رفتم توي اتاق و شروع به خوندن قرآن كردم تاا دلم آروم بگيره  . ساعت تقريبا
نزديك يك نيمه شب بود  از توي هال صداهاي پچ پچ شنيدم .
...
دخترم داشت به دوستاي علي ميگفت : هيس ... مامان نفهمه ها؟
يهو در اتاق و باز كردم و گفتم : چي رو نبايد بفهمم ؟! چي شده ؟ علي كو؟
بچه ها ديواري از خودشون جلوي من ساخته بودن كه چيزي رو نبينم .
حسم خبر از حادثه اي بد خبر ميداد. باز پرسيدم چرا هيچي نميگين ؟
... من و من كنان هيچي نيست ماماني ما داشتيم قرار كوه نوردي فردا رو
ميگذاشتيم !!!! يه سري تكون دادم . آره ... حتما روز شنبه ميتونين برين
تفريح ديگه ؟ آره ارواح كومِتون .((اين يه اصطلاح جنوبه )) يعني آره جون خودتون
علي كو؟؟؟؟
بچه ها : خسته بود & خوابيد.  ...اِ ؟ هنوز از راه نرسيده خوابش برد؟
با عصبانيت كنارشون زدم .بچه ام كو ؟ديدم علي دراز به دراز افتاده و روشو
ملافه (ملحفه) كشيدن. روشو پس زدم نزديك بود سكته كنم .صورت و چشماش غرق در خون بود چهارستون بدنش رعشه داشت .دادزدم چي شده ؟ محمد گفت : وقتي از سينمااومديم بيرون و داشتيم از خيابون عبور ميكرديم يهو يه پرشيا با سرعت سرسام آور معلوم نيست از كجا پيدا شد . يه وقت متوجه شديم علي رفت تو هوا و اومد زمين . ماشينه هم در رفته بود . خلوت بود و بارون كسي نبود حتي يه پليس تو خيابون نبود بجز افرادي كه از سينما خارج ميشدن .
جلوي يه وانت رو گرفتيم اونم ميترسيد كه مارو برسونه بيمارستان به اين شرط
سوارمون كرد كه مارو تا خونه ي  شما برسونه ..ما هم با اين وضع آورديمش
خونه كه از اينجا يه فكري به حالش كنيم .
خلاصه ...
اورژانس و بعد انتقال روي برانكارد و بطرف آمبولانس و بيمارستان ...
خدا پدر مسئولين اورژانس 115و پزشكان حاضر بر بالين بيمار رو بيامرزه و
همينطور پرسنل و پزشكان بيمارستان فيروزگر رو ... تا صبح انواع عكس و
اسكن و سونوگرافي و غيره رو انجام دادن تا مطمئن بشن خونريزي داخلي و
شكستگي عميقي نداره ... سرش و دستاش بخيه خورد پاهاش در يخ و پانسمان
قرار گرفت ويكطرف لگنش رو جا انداختن و طرف ديگرش ترك خوردگي
مختصري داره و ران سمت چپش هنوز متورمه و كشكك زانوش هم مختصري
آسيب ديده... و صد البته كه از روزاي اول خيلي خيلي بهتر شده و با كمك ما و
دوستاش لنگان لنگان چند قدمي راه ميره ... ماشاءالله بزرگ شده وقتي كولش
ميگرفتم كمرم ميخواست دونيم بشه ...
جالبه كه هروقتي يه حادثه اي براي بچه ها پيش اومده .باباشون ماموريت بوده
يا جائي بوده كه ما بهش دسترسي نداشتيم .

.............
گرفتاري فكري بعدي.............
صاحبخونه دختركم ميخواد خونه شو بفروشه و با وقت كمي كه داره بايددنبال
خونه جديد باشه كه قمي ها هم قربونشون برم تنشون به تنه املاكي هاي تهرون
خورده و پيش كرايه و كرايه منزل سر بفلك كشيده !!!!! صاحبخانه گرامي هم
براي اينكه زودتر كلك قضيه مستاءجرشو بكنه و دكش كنه دست به يه كار اساسي
ميزنه اونم اينه كه شبانه درب ورودي به طرف اتاق دخترم رو از پشت چفت ميكنه
و صبح زود ميزنه بيرون و هستي خانم ما هم كه صبح ساعت هفت كلاس داشته
((اونم با يه استاد فوق العاده سختگير كه حضور دركلاس برايش شديدا مهمه)) تو قسمت خودش زندوني ميشه و هرچي فرياد ميزنه يكي بياد درب رو براش بازكنه خبري نميشه و از كلاس ميمونه كه باتلفن همراهش از من كمك ميگيره منم پس از كلي گشت و گذار توي دفتر تلفن شماره مغازه نزديك خونه شو گير آوردمو خواهش كردم برن در خونه و كمكش كنن . تا لااقل از بقيه كلاسها جا نمونه.
.....
مشكل مالي و ذهني بعدي ........

ماشين لباسشوئي بطور كلي مرخص شد بيچاره 23 سال جون كنده بود ...منم
با اينهمه كار و خستگي  و مريض داري مدتيه كه با دست لباسا رو ميشورم .
استخونام درد ميكنه واي واي پوستم كنده شده ... خوب ديگه بقيه اش بماند ...
ميترسم گريه تونو در بيارم .
بنازم بخواست حضرت دوست كه هرچه از او رسد نيكوست .
صبرم زياده ...باشه ...چون او ميخواد تحمل بيشتري خواهم داشت .

   + مامانی هستی ص.آ. ; ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس