سايه صبور

خداحافظ عزيزانم - بچه ها شهرزاد پرواز كرد

دوستان خوبم ؛برادران و خواهران گراميم ،فرزندان عزيزم به همه تون سلام عرض ميكنم
و پيشاپيش حلول ماه مبارك رمضان را تبريك و خير مقدم ميگويم 
و قصه نوشتن اين متن براي اين بود كه به شما عزيزان خبر بدهم كه
تا مدتي نيستم و از خدمتتان مرخص ميشوم اگر برگشتم كه ادامه ميدهم
اگر هم نه هر بدي و خوبي از من ديديد حلالم كنيد.(براي اين مدت دفترچه هاي
مختلف ياد داشتهايم را كپي گرفته ام و به دو نفر داده ام يكي خواهرم و ديگري دوستي بسيار نزديك كه ضمن تشريك مساعي با يكديگر اگر دوست داشتند وبلاگهاي منو آپديت ميكنند )(ياد داشتهاي قديمي و اخيرم را به آنها داده ام و گفته ام كه چه كنند)اگر هم خبري ازمن بهشان رسيد كه مطمئنا" شما عزيزان را باخبر خواهند كرد.
تا زنده هستم متون و پيامها و ايميلهاي شما را ميخوانم و يا تلفني خبر
ميگيرم .يادداشتهاي خصوصي را هم كه خودم خواهم خواند .در پناه حق باشيدانشاءالله

و اما ........


راستش اينه که مدتيه بهم ريختم خيلي دلگيرم خيلي خسته ام احساس خوبي ندارم خودموگم كردم هنوز نميدونم كه كجا ميخوام برم شايد هم سفري به درون خودم داشته باشم آنقدر دلخسته هستم كه نميتونم براتون حرفاي قشنگ بنويسم هميشه عادتم اين بود كه في البداهه آنچه را به ذهنم ميرسيد براتون مينوشتم اما مدتيه كه ديگه نميتونم هرچه را هم كه به ذهنم خطورميكنه سريع فراموش ميكنم .هيچ متني رو نميتونم حفظ كنم .وجودم سراسر خستگي و فرسودگيست .
منو ببخشيد نبايد بعنوان يك مادر اين مطالب رو براتون بنويسم اما قبول كنيد كه يك مادر هم يه روزي خسته ميشه دلش ميگيره دلش ميشكنه نامردمي هاي روزگاركمرشو تا ميكنه يك مادر هم مثل همه دل داره و دلش از غصه ميتركه ، وقتي بيوفايي ميبينه وقتي دل نازكشو ميشكونن وقتي بخاطر ديگري توبيخ و تنبيه ميشه
خوب منم دل دارم چقدر بخاطر ديگري بايد تازيانه بر تنم فرود بياد؟ تنم زخم روزگار برداشته ، دلم درد نا سپاسی کشیده ، وجودم جام زهر نوشیده ، هركاسه اي اندازه اي داره ، بالاخره لبريزميشه و من لبريز شدم ، طاقتم رو از دست دادم ، دلم خسته است .(البته دوستی میگفت همه اینا مال پیریه راستم میگفت شاید برای همین هم ...) بگذریم .......................
از من دلگير نباشين اگه خدا خواست و قسمت بود و هنوز اجازه پرواز به من نداده بود كه مي بينمتون در غير اينصورت چه در زمين خاكي باشم چه در آسمان لايتناهي به يادهمه شما عزيزانم هستم و خواهم بود .توي اين ماه عزيز منو از دعاهاتون بي بهره نگذاريد  همه شما را به خدا ميسپارم دلتان شاد و لبهايتان پر خنده باشد انشاءالله

*************************************************************

شهرزاد پرواز کرد ......

یک عمر چون باد دور دنیا گشتـم
چون موج هزار بار زیر و بالا گشتم
با آنکه ز قطــــــره ای نبودم فـزون
خون خوردم ومتصل به دریا گشتم


شهرزاد دوست عزیز و یگانه ام پرواز کرد او دوست همه بود وبلاگ مامان و گلک رو یادتون هست ؟ http://maman-o-golak.blogfa.com شهرزاد از دل مينوشت . مدتها بود كه ديگه نميتونست بنويسه خيلي وقت بود دلش ميخواست دوستاش دورش جمع بشن ... اين يكماهه اخير چقدر اصرار داشت منو بازهم ببينه منِ بيمعرفت وقت نميكردم برم ديدنش هي امروز و فردا كردم هميشه شعار دو تايي مون اين بود كه بيا همديگه رو تا زنده هستيم دريابيم من بهش ميگفتم شهرزاد پس كي ميايي تهران ؟ توي اين روزايي كه من سخت دلشكسته ام تو نميايي ديدنم ؟ شهرزادي گلم ؟ چو بر خاكم بخواهي بوسه دادن رخم را بوسه ده اكنون همانيم .
ميخنديد و ميگفت : اولا كه تو اينكار را خواهي كرد نه من !! دوما خودت ميدوني اينروزا مريض تر هستم تو بيا ... گفتم باشه سعي ميكنم من بيام و .... نشد ، نشد ، نشد  حالا بايد بروم و بر خاكش بوسه بزنم . شوهرش گفته بود شهرزاد اگه سعي كني بهتر بشي قول ميدم ببرمت پيش ماماني و هستي تا يك هفته تمام پيش هم باشيد و او قول داده بود كه از خدا بخواد حالش بهتر بشه . اين دوسه روز قبل از پروازش حالش خيلي خوب شده بود داشت ميومد پيشمون ...
او حالش خوب خوب شد . ديگه درد نميكشه ،ديگه نفسش بشماره نميافته ، ديگه از رنج رنگش نميپره ...

آره گاهي نميتوان مانع جريان رود زندگي شد .......
امروز غمي سنگين تر بر وجودم مستولي گرديده است ... من عاشق پرواز بودم و هنوز مانده ام و او عاشق ماندن بود و پرواز كرد. جنگ محاوره اي ما هيچگاه تمامي نداشت من هميشه ميگفتم شهرزادم دلم دو بال قوي براي پرواز ميخواهد و اوميگفت بالاهايت را ميبندم كه روي زمين پيشم بماني ...بعد هردو ميخنديديم . بيشتر نميه شبهايي كه دلمون ميگرفت با هم حرف ميزديم و  هردو كه آروم ميشديم ميرفتيم براي خواب ... اما چه خوابي؟ وقت اذان بود و سحرگاهان براي نيايشهايمان ...
وقتي آرزوي چيزي رو داري ، سراسر جهان با هم همدست ميشه كه تو نتوني به آرزوهات برسي ... عجب رسمي داره اين روزگار ....  

   + مامانی هستی ص.آ. ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس