سايه صبور

سایه بون داری بریم کویر؟

گفت تمام شماره هامو پاک کن نمیخوام دیگه با تو یا هرکس دیگه ای تماس داشته باشم و قبل از اینکه حرفی بزنم گوشی رو قطع کرد از رفتارش خیلی ناراحت شدم یعنی چی آخه ؟
اما ..

گاهی آنقدر گرسنه میمونی که سیر میشی خوب رفیق بیچاره هم از بس در دوستی صداقت دیده خسته شده
*******************************************

بعد از ساعت کاری رفتم گورستان تا غروب اونجا بودم
شنیده بودم وقتی تاریک میشه اونجا خوف میگیره آدمو !!
نترسیدم , نلرزیدم ، خیلی هم شنگول سر به سر صاحبخونه های قبرا گذاشتم جلو بعضی از سنگ قبرا ایستادم و در زدم بعد از سلام و احوالپرسی گفتم خسته نشدی از خوابیدن اینجا؟ پاشو دیگه جاتو بده به من از بس که بیدار بودم دارم میمیرم از خواب !!یه روح سرگردان مواظب حرکاتم بود یهو گفت : زکی !! مگه شهر هرته ؟ اگه میخواستن جاشونو عوض کنن که من جلوتراز تو , توصف ایستادم ؛ دیر اومدی زود میخوای بری ؟!

گاهی فکر مرگ چنان کیفورت میکنه که خوردن یک لیوان آب خنک و گورا تو ظِلِ گرما برات سُکر آور نیست .

   + مامانی هستی ص.آ. ; ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس