سايه صبور

انا لله و انا علیه راجعون

بهراد عزیز...

گوش کن وزش بی رحم تنهایی را در شهر وجود پر افسوسمان می شنوی؟؟؟؟!!!

من غریبانه در این ظلمت, صدا می گسستم 

نامت؛ پژواک مان در این تنهایی و تاریکی است.

کاش خداوند...

خنکای مهربانیت را در این برهوت سوزان و بی مهر روزگار از سرمان دریغ نمی کرد.

 

پ.ن:

بهراد عزیزمان

پروازت برایمان؛برای مادرت سایه صبورمان و پدرت سخت و جانفرساست

پروازت ناگهانی و پردرد بود... جایت را این زیبا از همان روز پروازت پر کرده.

خود می بینی که مادرت چگونه ساعت ها درد و دل می کند...

چرا که تو نرفتی... دیگر جسمت نیست قبول اما... روحت خاطراتت همیشه برایمان زندست.

پ.ن: تا آروم شدن مادر عزیزم اینجا توسط من به روز می شود. 

از همه دوستانی که برای صبوری دل مادر داغ دیده و خانواده ام تشریف آوردن و تنهایمان نگذاشتند بسیار سپاسگزارم. امیدوارم که توانی برای جبران در شادی هایتان در این جسم ناتوان بماند.

   + مامانی هستی ص.آ. ; ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس