ماجراهای .........

مرکز مشاوره مامانی هستی

جلسه اول مجانی

۱- اگر میخواهید برای بنگاه معاملات ملکی ویولون بزنید تا مسکنی مناسب با یک صاحبخانه ی دبش بدست بیاورید .
۲- اگر میخواهید سوپاب اطمینان آبگرمکن نصب کنید‌(البته بدون آچار فرانسه)
۳- اگر میخواهید بخاری گازی نصب و لوله ۳ متری آن را بدون داشتن چهار پایه و پله  کار بگزارید .
۴- اگر شیر حمام بکلی خراب شده و مجبور به تعویض کل آن هستید فقط با داشتن یک انبر قفلی .
۵- اگر پریزهای برق صوری بود و خواستی پریز های جدیدی راه اندازی کنی .
۶- اگر برای جابجایی وسایل سنگین و جلوگیری از گرانش زمین نیاز به اهرم دارید.
۷- اگر برای تعویض توپی و قفلهای منزل نیاز به قفل ساز دارید.
۸- اگر برای آدمای فضول نیاز به وسیله رانش دارید.
۹- اگر میخواهید تمام موجودیتان کمتر از یک هفته صفر شود.

با مامانی هستی تماس بگیرید
نشتابید پشیمان می شویدها؟01.gif

خوب خوب خوب ... حالا میگم . دوهفته پیاپی سفری به قم داشتم (تو پست قبلی یه ندا داده بودم ) با یه جفت کفش آهنی و جیبی پر از پول و چک و وصیت نامه ((جهت ادای قروض به خیرینی که لطف فرمودند)) .
هفته اول بعد از کلی گشت و گذار یه آپارتمان نقلی برای هستی خانم یافتیم و کمتر از دوساعت قرارداد بسته شد و روز بعد کلید تحویلمان گردید.
با بررسی فوری و کلی متوجه شدیم نیاز به وسایل منزل بصورت خفن داریم.
هفته دوم بعد از تنظیم لیست لوازم مورد نیاز کفشهای آهنی از نوع دوم پوشیده شد. حرکت به طرف بازار غریب کش ها ...48.gif(به کسی برنخوره ها؟)
بیچاره من ... توی عمرم برای خرید اجناس چونه نزده بودم . 09.gifیکی از افرادمحلی آنجا که با من بود نحوه معامله و چانه زدن رو یادم داد که موفقیت آمیز نبود . خودش وارد معامله شد (ایندفعه یاد گرفتم01.gif)موفق شد روی جمع کل اجناس و هزینه حمل ونقل  بیست هزار تومان تخفیف بگیره.
مرحله اول جهت جابجائی در به در کارتن شدیم . انگاری تخم کارتن های بزرگ رو ملخ خورده بود ... ناچار به طناب و ملافه و غیره پناه بردیم . 05.gif
مرحله دوم خرید گاز - یخچال - بخاری و لوله بخاری - سوپاپ اطمینان آبگرمکن - توپی قفل - شیر حمام - سوسک کش (آنهم ماجرا دارد) - لوازم تعمیر (پیچ گوشتی و انبر قفلی و انبر دست و فاز متر)  - موکت - سیم رابط - تهیه کارت آب شیرین - لامپ ها  و.... انجام شد.
قضیه سوسک :
همینکه میخواستیم وارد آپارتمان جدید برای جابجائی وسائل بشیم یکی از معرفین منطقه گفت مواظب خانم همسایه فضول باشید تقریبا یکی دو ساعت دیگه پیداش میشه ... و مختون رو میزنه 35.gif.  خوب منهم یهو سلولهای خاکستریم شروع به کار کردن . با یه01.gifلبخند  گفتم عیبی نداره از خجالتشون در می آییم.
یه قوطی کبریت خالی آماده کردم و سوراخهای هواکش رو رویش تعبیه کردم و عین برق و باد دنبال سوسکهای ریز و زنده و فرز گشتم . خوب آماده شد و گذاشتمش توی جیب مانتو ام . و مشغول کار شدم . من و بچه ها حسابی خسته بودیم و خیس عرق و تشنه ... صدای زنگ در....
سلام من ... من میخواستم ببینم یعنی بگم مثل اینکه شما تازه اومدین لازم دیدم یه توضیحاتی در مورد اینجا و همسایه ها و محیط بهتون بگم 14.gif
علیک سلام  شما خانم ؟!... آه بله می بینید که ؟ ببخشید نمیتونم تعارفتون کنم تشریف بیاورید داخل منزل . ما هنوز جای نشستن و پذیرائی نداریم .
آن خانم : نه  نه عیبی نداره از همینجا نگاه میکنم و بهتون میگم  با یه لبخند ملیح و زورکی گفتم خواهش میکنم دم در بده ها؟! تازه سردتون میشه ... و به آرامی دست درجیب کرده و قوطی کذائی را بیرون آورده به بهانه جابجائی کفشهای کنار در سوسک ها رو خالی کردم جلوی پای خانم محترمه ....04.gif15.gif
جیغ اول ... وای اینجا چقدر سوسکه ؟!!!
جیغ دوم ... آخ آخ رفت تو تنم ...
جیغ سوم و فرار از پله ها بجای خونه خودش بطرف طبقه بالا ...
آخیش کلی خستگیمون در رفت .... دخترا (محدیس و هستی )و علیرضا گفتن ماما عجب حالی بهش دادی ها؟!24.gif
گفتم آخی آخی  .. دلم براش سوخت  خوب شد از ترس از پله ها نیافتاد و گرنه
نمیدونستیم به همسایه هاش چی بگیم ؟ ...یهو محدیس (همخونه هستی) جیغ بنفش کشید . گفتم ها؟ چته ؟ دیوونه ؟ زشته ... ساکت  45.gif.
خاله جون آخه سوسکه سوسک . گفتم خجالت بکش سوسک به این ریزی و خوشگلی با تو خرس گنده چکار داره ؟ نمی خوردت که ؟!


                                  ماجراهای مامانی هستی

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید محسن

به نام حضرت دوست . . راستی يک خواهش مجدد ممکن هست بزرگواری نموده بر من منت نهاده و لينک . سيد محسن را به دريچه‌ای به سوی ملکوت . تغییر دهید . در پناه حضرت دوست

شــــهلا

مامانی هستی جان سپاس از محبتت نازنینم فکر کنم بد نباشه شماره تلفنت را برای من ایمیل بزنی که من بیام بهت زنگ بزنم ...

هادی

سلام ... مامانی هستی نوشته های وبلاگ واقعا اکشنه ... بالا وبلاگ بنويسيد (افرادی که ناراحتی قلبی دارند از خواندن مطالب جدا خودداری کنن ) ... خداييش آخه سوسک هم ترس داره؟ ... ممنون به وبلاگم سر زديد ... موفق باشی ... زندگی در گذر است و خاطره ها ماندني

بابا عظيمی

عجب ماجراهای غريبی داره مامان هستی ..لازم شد در مواقع ضروری مثل اروژانس فوری تماس گرفته شود فقط يه شماره روند بنويس که بدرد فقرا بخوره بس

بابا عظيمی

من می توانم دست ديگری را نگه دارم.. ديگری با نگه داشتم دست من .. مرا زنده نگه ميدارد سايت ساحل ارامش اپديت جديد شده و منتظر گلياران تو نازنين...پیشاپیش از حضور شما صمیمانه تشکر و قدر دانی میکنم

رضا

سلام /ببخشید که دیر خدمت رسیدم مشکلات کاری بود/امیدوارم که سرحال باشید /البته در پناه ایزدمنان /دلم خیلی تنگ شده بود /راستی ممنون که سرزده بودید/بعد از مدتها من هم به روز کردم /خوشحال میشم سر بزنید /موفق وموید باشید/

بابا عظيمی

.....و بهار و نسيم و نگار و نديم و دل ارام كسي باش گلم...ابر شو..باران باش...برف كوهستان باش...ياري پنهان باش...چشمه جاري صحراي كسي باش گلم...زندگي درياييست پرتلاطم . پرموج..گاه موجي ارام..گاه موجي در اوج..با دلي دريايي..زورق و ساحل درياي كسي باش گلم..اختري كن هرشب..خاوري كن هرصبح..روشني كن هر روز..باوري كن هردم...ماه و خورشيد كسي..قهرمان غم و كم هاي كسي باش گلم...جرسي نفسي و مسيحاي كسي باش گلم...

بابا عظيمی

اين ماجراهای مامان هستی را منم بدقت دنبال ميکنم ولی جرات اظهار نظر ندارم اخهههههه چی بگم؟؟؟

محدثه

سلام مامانی خوبم خوبين شما؟خيلی کم ژيدايين؟البته خب حق دارين ما جايی رو نداريم که از شما پذيرايی کنيماما دلم براتون خيلی تنگ شده بود....گفتم بيام ببينيم چيزی نوشتين يا نه؟!ديدم بلههههههههه چه کردين دوباره...خدا اين هستی خانوم گل رو خير بده که شما رو وارد ماجراهای اکشن کرده از طرف من ببوسينشالبته بعد از اينکه ودتون رو جلوی آيينه بوس کردينا اميدوارم هميشه زندگيتون پر زا دغدغه های شاد باشه و .... در پناه حق

محمدعلی(ايران اسلام)

سلام ميگم به يادتون بودم. به موقع رسيديد. من هم بهتون سر زدم. خدا بهتون صبر بده. کفشهاتون هم آهنی تر از قبل برای همه باشه. راستش خيلی وقتها از محبتها خجالت ميکشم اما اين هم يکجوری حتما حقمه ديگه!! به هرحال سوغات آوردم. تشريف بياريد. يا علی سوغات مشهد!