داغ شقايق ديده ام

14.jpg

داغ شقایق دیده ام ، درد عشقی کشیده ام ، جاری شده ام ، مست شده ام مستِ مستِ مست ....و اینک دل آزرده ام ....
از چه ؟‌! از بی حرمتی ها از بیفکریها و بی فرهنگی ها ، ازتهی شدن های ایمان و عشق ....
کو ؟! کجاست آن روزها ؟ روزهایی که حرمت ماه رمضان و ماه محرم و صفر به گوش عرش میرسید؟  از کَپَرهای حصیری محقر گرفته تا خانه های مجلل ...از بد ترین انسانها ((بقولی اوباش و ارازل ِ بد مَست و دغلکار که اینجا برای خویش نیز متاسفم که ناچارم اینگونه بنویسم زیرا برای گفتن درد لازم است )) تا بهترین و نیکوترین انسانها (( مومن و متعهد ، صدیق و درستکار)) ...

آری میخواهم بگویم چه برسرمان آمده است ؟ کیست که این پازلِ به هم ریخته را دوباره درست بچیند؟‌
من که هستم ؟ که باشم ؟‌چه باشم ؟ من فقط یک موجود هستم که با خودم درجنگم ، اینکه نمیتوانم هضم کنم اینکه آیا ما تازه مسلمان شده ایم ؟ یا مسلمانی و شیعه بودنمان نیز بر اساس مد و مُد پرستی شده است ؟
اگر تازه به اسلام  ره یافته ایم که می بایست با شناختی عمیق تر و آگاهانه تر و فرهنگی تر قدم به این عرصه گذاشته باشیم ، اگر مسلمان زاده ایم پس حساب سنت ها و درسهایی که سینه به سینه نقل شده و بما رسیده است چرا درست از کاردرنمی آید؟
فاش میگویم مکنونات قلبی ام را ، حرفهای خودم و تورا و دیگران را ....
چه بر سرمان آمده است ؟ مگر نه اینکه ما شیعیان ما مسلمانان شربت شهادت را ارج می نهیم ؟مگر نه اینکه ماههای پر فیض و خاص را با جان و دل انتظار میکشیم که جبران خُسران یک ساله امان را با التماس از رهبران عشق بخواهیم ؟ اینک از محرم و صفر میگویم از شرافت و قداست ارزشهای این روزها ... که دارد کمرنگ میشود ... بخاطر ....
یاد گرفته ایم که بر سر و سینه بکوبیم ، رخت عزا برتن کنیم ، در و دیوار را سیاه پوش کنیم وعده بگیریم و گاو و گوسفند و شتر قربانی کنیم ، سٌفره های مثلاْ عزاداری بیافکنیم ، مداحانی دعوت کنیم که مغرضانه و بظاهر عاشقانه از صحنه های کربلا بخوانند اما چه خواندنی ؟ چه اشعاری ؟ آنهم با آهنگها و شعرهای مبتذلی که هیچکدام شرح فرهنگ عاشقی حسین ابن علی (ع)  نیست ....
اغلب مجالس وعظ و سخنرانی تبدیل به بازارهای مکاّره شده است ، شور بیشتر جوانان به آخرین مدل لباس و جدیدترین مدلهای مو و.......... تبدیل شده است و دختران که وای وای وای واویلا .... به سالنهای مُد و ... استغفرالله .... تشریف آورده اند ، اسف انگیز تر اینکه مرسوم شده شماره تلفنهایشان را بصورت کارتهای ویزیت بنام انواع هیئت ها ... چاپ کرده و به یکدیگر عرضه میکنند .

mark.asp?path=1_114al&width=770
آیا واقعاْ قیام امام حسین (ع) برای این بود؟ آیا محرم تا روز دهم و یازدهم به پایان میرسد و روز عاشورا غمِ خون سرخ شهیدان کربلا از سینه ها کنده میشود؟ یا اینکه بعد از عاشورا تازه عزای عزیز از دست رفته ، عزای عشق در خون خفته ، عزای از دست رفتن ذره ذره خونهای تشنه شروع میشود ؟
هدف چه بود ؟
امام حسین (ع) و خاندان و یارانش از این قیام چه هدفی داشتند ؟ بشارت بهشتشان یعنی ورود به باغی سرسبز پُر از حوری و پری ؟؟؟؟؟
مگر نه اینکه نفس عزاداری برداشت از فرهنگ ظلم ستیزی عاشورا بوده ؟ مگر نه اینکه قیام برای مبارزه با ظلم و فساد یزیدیان بوده ؟ مگر نه اینکه با خون خویش میخواستند عشق را به ثبوت برسانند ((یگانگی و وحدانیت خدا را ، نماز را ، سلامت روح و جان را ))
ما را چه شده است ؟ این چه مجالسی است که اجازه میدهید برپاشود ؟ و آبرویمان ، فرهنگمان و دینمان را دستخوش طوفان کند؟  که اجنبی ، که بی دین ، که بی فرهنگهای سگ پرست بر ما بخندند؟
یادمان رفته است که چقدر ماه محرم و صفر ارج و قُرب داشت ؟ که حتی بدترین میخواره ها نیز دست از لاابالی گری میکشیدند تا حُرمت این ماهها و خون شهیدان پایمال نشود؟
یادمان رفته است که روزه خوانی و راهگشائی و خلوص نیت ها در مجالسی بسیار ساده و پر بار برپا میشد و به جمع عاشقان پیوسته ، اضافه میشد؟‌و برکت ها افزون میگشت ؟
یادمان رفته است اگر غذای نذری پخته و پخش میشد ، مریضی شفا می یافت و فقیری سیر میشد ؟‌و این نذرها برای همین بود؟ آنهم بخاطر ایمانهای راسخ ....؟
یا حسین ابن علی (ع) یا ابوالفضل العباس (ع) یا زینب کبری (س) در جهل مرکّب مانده ام و دردریای بیکران نادانی غوطه ورم نجاتم دهید ..........

ashora.jpg

خدایا خدایا نجاتمان ده نجات ده جوانان راه گم کرد ه اما را ...............

/ 61 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مفتی اعظم

عليکم السلام. متشکر از لطفتون. شما بزرگواريد.

سيدد فرهاد

تنها ايستاده ام بسان رهگذرخسته که مات و مبهوت سنگهاي دوسوي رودخانه را نظاره مي کند. کاش ميدانستم اين رود بيکران وآن سنگهاي فراوان مرا تا کدام ناکجا مي کشانند. گاه مي انديشم اين همه نفرت چگونه بردر وديوارم مي بارد گاهي ميدانم پاسخها نيز ميبارند بردروديوارم. احساس مي کنم دلم درپي سفراست وبه من آموخته بودند که "خوبي همانند آبست وواژه هاي بدي و نفرت سنگهاي ساحل آب ميرود پاک وروشن وسنگها ميمانند هميشه سنگ". فرقي نمي کند نشناسدم کسي چون من همان مسافر شبهاي ظلمتم بايد که بگذرم خودهم نميدانم ليکن فقط مي دانم اينقدر که دراين نزديکيها خدايي هست ...

پدر(نم‌نم)

نمی‌خوای آپ کنی؟...چه آهنگ خوبی رو روی وبلاگتون گذاشتيد؟

۱بيسواد

سلام ممنون از اينکه باز به بيسواد سر زديد. خوشحال ميشم از اينکه باز به بيسواد افتخار بديد. شما چرا آپ نميکنيد؟ موفق باشی در پناه حق

محمدعلي(ايران اسلام)

سلام هنوز توی داغ شقايق هستيد؟؟ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي يا علي معرفت!

mahdi_mk

از همدردی شما ممنون. تا کجا می توان اين واديه را بی تو سر کرد؟ اين جهل مرکب است وای بر انها که در ظلمت چراغ ها را می شکنند. تا ديده نشوند.

سيد

سلام مجدد خوشحالم از اينکه هميشه بيادمان هستيد ما هم ارادت داريم و مشتاق ديداريم

مهدی

سلام ممنون از متنت ولی اینو بگم که آدم هایی امثال تو که اسلام افراطی رو آوردن باعث این شدن. مثلا مملکتمون اسلامیه و اعتقاد داریم حکومت قبلی طاغوتی بود ولی این از جوونهای الان ولی جوونهای زمان شاه همون هایی هستند که تو ازشون تعریف می کنی

آرزو

عااااااااااااااااالی بود! چه عجب یکی پیدا شد این وضعیت اسف ناکه خیابونای شهرو تو این ماه ببینه! انگار نه انگار ماه محرمه... :(